اولین حمله جانانه

ثریا ایرانمنش لب پر چین ،‌ اسپانیا

دو روز پیش ساختمان چهارده طبقه ای زیبا و شکیل را در شهر والنسیا به آتش کشیدند. کی بود؟ کی بود؟ من نبودم. جناب ریاست دولت همچنان با لبخند جذابشان شل و ول کمی شعر ور گفتند و رفتند. امروز صبح من گریستم، برای مردمی که دیگر نه خانه دارند نه لباس دارند، و شاهد خاکستر شدن هستی خود در مسافرخانه ها جای گرفته‌اند و مردم کمک میکنند. منهم خیال دارم نقداری ازحقوقم را برایشان بفرستم اگر از حلقوم آن گنده ها بیرون اید!!!

مردم باید بیدار شوند دهکده جهانی را برای عمه جانتان ببرید عده ای خریداری شده در سکوت تماشا می‌کنند لبخند میزنند. خود فروختگانی بی حیا مردم مقابل اسکلت سوخته ساختمانی ایستاده با نا امیدی به هستی خاکستر شده خود مینگرند… ساختمان درست مانند یک برگ کاغذ سوخت گویی از درون کسی بنزین می پاشید و شعله ها سر میکشیدند. جهنم در مقابلش تنها شعله یک شمع بود. اکثرمردمی که درآن ساختمان بودند یا باز نشسته و یا کارگر و کارمندبودند… بچه شیر خوار سوخت. دخترکی آتش گرفت. با گذاشتن چند شاخه گل پلاسیده و چند حوله و صابون و لباس کهنه نمیتوانید آنها را به زندگی بر گردانید لعنتی ها.‌

زیاده عرضی نیست.

پایان

Comments

Leave a comment

Soraya avatar