( همین الان که میخواهم بنویسم ایشان میل به آّپدیت) کرده اند
روزگاران ما گذشته درواقع ما مرده ایم تنها روحی هستیم درمیان این جمع تازه ونورسیده در کشور گل وبلبل که امروز تبدیل به گه وگل شده است زبان عربی را تا روزهای آخر دبیرستان درکتب درسی نشانده اند همه باید عربی یاد بگیرند !! وما پارسی زبانان مانند ارمنی ها دراقلیت باید با زبان شکسته وبسته با این جماعت تازه وارد با این غولهای از دره وغار اصحاف کهف بیرون آمده حرف بزنیم که خوشبتانه مجبور نیستیم تنها حرف زدن ما بین خودمان وچند ایرانی درحال خروج ار دنیای امروزند !
کتابهارا تا توانسته ان به نیش کشیدم نشر کتاب درخارج خیلی کم است آنها زیر نظر اربابان با مروت جمهوری اسلامی که تا توی تنکه اترا نگاه میکنند اما نباید حرف از عشق ودوستی وراستی بزنی بوی گندشان حالمرا بهم میزند .بنا براین دیگر نویسنده ای ظهور نکرده است وکتابی بچاپ نمیرسد مگر آنکه نیمی از آن عربی باشد مانند کتاب تاریخ کرمان !!! که نیمی از آن عربی است واکثر کلمات به عربی ترجمنه شده است . بیاد دارم چند سال پیش آن کوسه بی ریش که امروز مانند یک غول بی شاخ دم بر تخت طلایی نشسته وپروایی هم از دزدیهای خودش وخانوادهاش ندارد ومتاسفانه همشهری من هم هست یعنی از خاک کرمان برخاسته افاقه فرمودن که :
زبان ما زبان فاخر عربی است زبان کلام خدا وقران فارسی یک لهجه است !!! خاک عالم بر سرت بکنند با آن لهجه کثافت ودهاتیت ، بابا بیا مردی زکرمان آمده ، کرمان زخاک آید برون واین گه ز کرمان آمده !!!!!خاک عالم برسرت مگر خدا زبان دارد که حرف بزند آنهم به زبان عربی ؟؟؟!
خواجو کرمای کجایی تا بنالی ؟
تذرو باغ فردوسم ، نه مرغ این گلستانم / من آن هشیار سر مستم که نبود بی قدح دستم /
حال باید دید به کجا میرسیم ؟ همه ادیان کتابهای خودرا به زبان خودشان میخوانند چه انجیل چهار گانه کاتولیکها وچه تورات یهودیها ما باید یک کتاب قلابی را به زبان بیگانه بخوانیم تا نتوانیم بفهمیم که درآن چه گهی خورده اند ،
بقول مولانا / ما زقران مغز را برداشتیم / پوست آنرا بهر خران بگذاشتیم /
و باین حساب واین دستگاه که دارد آتش میگیرد ومرا هم میسوزاند باید نوشتن را موقوف کنم تا بعد .ث
ثریا ایرانمنش / اسپانیا / پنجشنبه 24 سپتامبر 2015 میلادی /

Leave a comment