Tag: #شاه

  • تنها تویی

    همه شب در این امیدم

    که نسیم صبگاهی

    ز تو آورد پیامی

    روزهای متمادی است که بتو فکر میکنم. شابد میل دارم هرچه زودتر بتو‌ ملحق شوم. شاه شاهان، بزرگمرد زمان، کودکی خوبی نداشتم اما ترا داشتم. با بودنت ‌گویی به دیواری سنگی و پر قدرت تکیه داده ام.

    حال تنها شدم. سر زمینم از دست رفت. با رفتن تو در های بهشت بسته و دروازه جهنم باز شد. عده ای در آتش سوختند و عده ای نیمه مردان رو به فرار گذاشتند. شاها، روز گذشته تولد من بود، تولدی که سالها برایم بصورت طنز در آمده است و امروز شنیدم که زیباترین مرد جهان ما، آلن دلون، هم به جمع رفتگان پیوست.

    چشمانم درست نمی بینند با وجود عینک، و درد پا امان مرا بریده اما ادامه میدهم. چرا؟ نمی‌دانم. تو‌ آرام ‌آسوده بخواب ابدی فرو رفتی هر چه میگذرد نامت پر بها تر و افتخارآمیزتر جلوه میکند و آن که همسر تو بود لیاقت ترا نداشت.

    دیگر عرضی ندارم غیر از عشق تو که درسینه ام جای دارد و سر زمینی که بر باد رفت.

    ثریا . اسپانیا

  • ایران من ، ایران ما ؟

    ثریا ایرانمنش ،‌ لب پرچین ، اسپانیا

    سرزمینی که دانته انرا در کمدی الهی بعنوان برزخ توصیف کرد از آن دوی دیگر – بهشت و جهنم – دردناک‌تر است.

    زاهد بره کعبه رود کاین ره دین است

    خوش میرود اما ره مقصود نه این است

    روانت شاد شاهنشاها که همه چیز را قبل از مرگ پیش بینی کردی و گفتی و ‌نوشتی که این جماعت برای ویران مملک ایران آمده اند و همه خندیدند. امروز دیگر کسی عرق وطن پرستی ندارد عده ای از ریشه کنده شده در باغچه هسایه ها نشسته اند و روزی هم مانند علف هرزه انها را از باغچه بی برکتشان بیرون میکشند.

    از آن سوی پرده به همراه فرشتگان دعا کن که …. ایران باقی بماند. ما آنجا ریشه داریم. شلغم کاشتیم‌ درخت به کاشتیم. در سرای بیکسی فقط ماسه میکاریم و آب درو میکنیم.

    آنهایی که میل داشتن هر چه زودتر به دریا برسند رسیدند، حال در چه حالی هستند؟ مشتی آواره بیوطن که همه جا انها را بیگانه می نامند. چه خوب که من پله های آخر را طی می‌کنم، لرزان و ‌سرگردان به همراه یکدختر بچه بعنوان پرستار !!

    روانت شاد شاهنشاه ابدی و ازلی، روانت شاد.

    برای سرزمینمان دعا کن …

    پایان 15/ 04/ 2024 میلادی